
خدایا ...
من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد
و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند
و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود
و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من که هستم
خدایا ...
می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری
که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم ...
خدایا...
من همان بنده ی ذلیل و حقیر و فقیرم
همان بنده ای که مدام از سختی هایش پیش تو شکایت می آورد
همان بنده ای که سلاحش گریه است....
از کدام دردم پیش تو شکایت کنم و از کدام یک به درگاهت گریه کنم و بنالم؟
خدایا...
من همانم که شیطان معصیت ها را در نظرم زینت داده...
من همانم که اگر گناهان پنهانم را آشکار نمایی رسوای عالم خواهم شد....
من همانم که تقصیر و نادانی و کثرت شهوات مانع استجابت دعایم شده...
خدایا به عزت و جلالت سوگند که بر من در همه حال رافت و رحمت فرما و در همه امور مهربان باش...
پروردگارا ...
جز تو کسی را ندارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و با نظر لطف به کارم توجه کند...
الهی و ربی من لی غیرک...